ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

اتل متل يك مورچه

اتل متل يك مورچه اتل متل یه مورچه             قدم می زد تو کوچه          اومد یه کفش ولگرد                پای اونو لگد کرد  مورچه پا شکسته          راه نمی ره نشسته            با برگی پاشو بسته                نمی تونه کار کنه دونه هارو بار کنه       &nb...
9 آذر 1391

صدای تو...

از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم . .           ...
8 آذر 1391

عشق من....!!!

به نام بالاترین و بهترین عشق به نام پاکترین و جاودانه ترین عشق به نام خداوند بخشنده و مهربان گاهی وقتها قلب یک انسان پر از رازهای نهفته است. گاهی وقتها قلب یک انسان پر از درد دلهایی است که به زبان آوردنش سخت است. ...و اینجاست که قلم و کاغذ بهترین همدل برای ما هستند. من نیز درد دلم را ، درد دل همه را بی پرده و ساده مینویسم . مینویسم تا همه ساده بخوانند و ساده درک کنند. شاید متنهای من تجربه ای برای زندگی خیلی از انسانها باشد ، شاید تکرار خاطره ها ، یا شاید درک کردن معنای عاشق شدن و عاشق بودن. شاید عاشقیم و میدانیم عشق چیست شاید عاشقیم و نمیدانیم معنای عشق چیست شاید عاشق نیستیم و میخواهیم معنای عشق را بدانیم یا شاید عاشق نیستیم و نمیخواهیم عا...
7 آذر 1391

پسرم...

  پسر ِخوبم! میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! ... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی پســ ـرم...... مامانت برای تو حرف هایی داره حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره... عزیزدلم! یک وقتهایی....   پسر ِخوبم! میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! ... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی پســ ـرم...... مامانت برای تو حرف هایی داره حرف هایی که به درد روزهای عاشق...
6 آذر 1391

اولین محرم

          گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن   در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید    گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش   فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید   گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم     گریه کردآهی وزینب کبری(س) کشید      گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق     عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید      گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع)     گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید     &...
3 آذر 1391

چمدون

فردا صبح میخوایم بریم تهران خونه مادر جون... داشتم چمدونو میبستم بابا اومد و گفت اینو یادت نره ببریم... و تورو گذاشت تو چمدون... تو. هم که کلی همه چیو به هم ریختی.... عاشقتم... مگه میشه یادم بری... من بدون تو هیچ جا نمیرم   ...
30 آبان 1391